عاشقانه های سبز
************************************
گفتمش:
دل میخری؟!
پرسيد چند؟!
گفتمش: دل مال تو،
تنها بخند.
خنده کرد و دل ز دستانم ربود
تا به خود باز آمدم او رفته بود
دل ز دستش روی خاک افتاده بود
جای پايش روی دل جا مانده بود
*******************************************
عاشقی را شرط اول ناله و فرياد نيست
تا کسی ازجان شيرين نگذرد فرهاد نيست
عاشقی مقدور هر عياش نيست
غم کشيدن صنعت نقاش نيست
************************
تو با من هستی و با دشمنم دوست
تو با من مستی و بالين تو اوست
تو از من هستی و من هستی ام توست
وليکن چشم تو غيرمرا جست
*****************
اينجا برای ازتـونـوشـتـن هوا کــم است
عالـم بـرای از تـو نـوشـتـن مــرا کــم است
اکسير من نه آن که مرا حرف تازه نيست
من ازتومی نويسم واين کيميا کم است
****************
ای عشق مدد کن که به سامان برسیم
چون مرزعه تشنه به باران برسیم
یا من برسم به یار یا یار به من
یاهردوبمیریم به پایان برسیم
**************
مفتون ترا براین وآن میلی نیست
مجنون ترا صحبتی از لیلی نیست
در پای وصال تو اگر سر برود
ناچیز بود در بر تو ، خیلی نیست
********************************
عشق را دوست دارم چون رنگ خون است
خون را دوست دارم چون دررگ جريان دارد
رگ را دوست دارم چون به قلب راه دارد
قلب را دوست دارم چون جايگاه توست
************************
ای دوست دلت هميشه زندان من است
آتشكدهء عشق تو از آن من است
آن روز كه لحظهء وداع من و توست
آن شوم ترين لحظه ء پايان من است
************************
آبی تر از آنيم كه بيرنگ بميريم
از شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم
تقصير كسی نيست كه اينگونه غريبيم
شايد كه خدا خواست كه دل تنگ بميريم
***************************
طرح چشمان قشنگت در اتاقم نقش بسته
شعر می گويم به يادت درقفس غمگين وخسته
من چه تنها و غريبم بی تو در دريای هستی
ساحلم شو غرق گشتم بی تو در شبهای مستی
*********
*******************
*********
سروده های سبز
*********************************
تنظیم از: آتش